همواره در طول تاریخ افرادی بوده اند که علیرغم تحت فشار قرار گرفتن و تهدید ها و تخریب ها هیچگاه در مقابل ظالمان تسلیم نگشتند و بر اهداف والای خود و رعایت اصول اخلاقی و جوانمردی ایستادگی نمودند. نمونه های بارز این جوانمردان در تاریخ پر افتخار ایران زمین فراوان است البته در این بین گروه ها و افرادی بوده اند چه برای کسب شهرت و ثروت و چه از ترس جان تسلیم خواسته های بیگانگان یا حاکمان بیگانه پسند و ظالم گشتند و با خیانت و سرسپردگی شان ننگ ابدی را برای خود بجای گذاشتند.
اینک با نظری کوتاه به سرگذشت رزمگاه کماندو ایران نخستین هنر رزمی امدادی فرهنگی ایرانی که برای اولین بار با خصوصیات منحصر به فرد و آمیخته با فرهنگ و هویت ملی و مذهبی توسط جوانمردی والا، استادی صبور، جوانی پاک سیرت و مبتکر بنیان یافته است به نمونه ای دیگر از افتخار آفرینان ایران اسلامی می پردازیم، همان هایی که در سخت ترین شرایط مورد حملات شدید و ناجوانمردانه قرار گرفتند اما در پاسخ به خواسته های غیر انسانی نیروهای امنیتی مبنی بر همکاری با صدایی رسا و محکم نَه گفتند و مدت ها بر این اصول خود استوار بودند و ایستادند هر چند مورد فشارهای فراوان و ناجوانمردانه قرار گرفتند و حتی ماه ها حبس در سلول های انفرادی با شرایط بسیار سخت را تحمل کردند اما با مقاومت و پایداری شان افتخاری دیگر بر افتخارات این مرز و بوم افزودند .
اینک با نظری کوتاه به سرگذشت رزمگاه کماندو ایران نخستین هنر رزمی امدادی فرهنگی ایرانی که برای اولین بار با خصوصیات منحصر به فرد و آمیخته با فرهنگ و هویت ملی و مذهبی توسط جوانمردی والا، استادی صبور، جوانی پاک سیرت و مبتکر بنیان یافته است به نمونه ای دیگر از افتخار آفرینان ایران اسلامی می پردازیم، همان هایی که در سخت ترین شرایط مورد حملات شدید و ناجوانمردانه قرار گرفتند اما در پاسخ به خواسته های غیر انسانی نیروهای امنیتی مبنی بر همکاری با صدایی رسا و محکم نَه گفتند و مدت ها بر این اصول خود استوار بودند و ایستادند هر چند مورد فشارهای فراوان و ناجوانمردانه قرار گرفتند و حتی ماه ها حبس در سلول های انفرادی با شرایط بسیار سخت را تحمل کردند اما با مقاومت و پایداری شان افتخاری دیگر بر افتخارات این مرز و بوم افزودند .
اصل ماجرا چه بود ؟
ماجرا از زمانی آغاز می شود که رزمگاه کماندو ایران بعنوان یک رشته کاملا ایرانی مورد توجه جوانان و علاقمندان بسیاری قرار می گیرد و با توجه به سوابق ارزنده و فعالیت های شایسته از محبوبیت خاصی در بین نسل جوان و خانواده هایشان برخوردار گردید.
مجموعه ای که در مدت فعالیت پسندیده و مثمر ثمر خود که همراه با خلاقیت و نوآوری ورزشی و حرکات جذاب و منحصر به فرد رزمی بود توانست هزاران عضو در سراسر کشور جذب نماید و در اکثر استان ها و مناطق کشور دارای دفاتر نمایندگی و باشگاه های رزمی شود. این رشته اصیل ایرانی که بدون الگو برداری از رشته های خارجی و با نگرش پیشینه غنی و اصول رزم و جوانمردی ایران باستان طبق علوم ورزشی پایه گذاری گردید همواره گام های موثر و سازنده ای در شناسایی فرهنگ خودی در میان نسل جوان برداشته و بعنوان منسجم ترین و منظم ترین مجموعه ورزشی مطرح گردید. همین موضوع یعنی انسجام نیروهای ورزیده به همراه مدیریت متمرکز مفید و کارآمد رزمگاه کماندو ایران موجب دشمنی بسیاری از افراد و گروه های مختلف گردید که برخی با دید حسادت و برخی با نگاه امنیتی اقدام به دشمنی و مقابله با این حرکت منطبق بر فرهنگ خودی نمودند. این تشکل غیر سیاسی و غیر انتفاعی علاوه بر دشمنی های ناجوانمردانه و ضد ورزشی سازمان تربیت بدنی و دیگر دستگاه های مرتبط حکومتی حتی از نظر دستگاه های امنیتی و نظامی هم مصون نماند بطوری که اقدامات تخریبی و قهریه را بر علیه این رشته ورزشی و مسئولین و مربیانش اعمال نمودند.
مهمترین موضوع، اقدام دستگاه های امنیتی برای تحت کنترل در آوردن این تشکل غیر دولتی بود که ابتدا با درخواست های مکرر از بنیانگذار و ریاست رزمگاه کمانده ایران در خصوص استفاده از نیروهای ویژه و رزمی برای همکاری بوده است که با پاسخ منفی استاد یکیتا ریاست رزمگاه روبرو شد. سابقه تقاضا های همکاری از نیروهای رزمگاه به چند سال قبل بر می گردد که فقط در عملیات های امداد و نجات و کمک به حادثه دیدگان بوده که نیروهای رزمگاه به سبب این که از انواع آموزش های امدادی برخوردار بودند شرکت داشتند. اما برای همکاری های مشکوک با درایت و مدیریت صحیح ریاست رزمگاه در هیچگونه فعالیتی شرکت نکردند.
از زمان تشکیل گروه های رزمی تحت عنوان ذوالفقار که اکثریت رشته های رزمی به عضویت آن در آمدند تقاضا ها تشدید شد و همچنین درخواست هایی برای آموزش بسیجیان و گروه های شبه نظامی توسط مربیان این رشته که همگی این تقاضاها با پاسخ منفی رزمگاه کماندو ایران همراه بود. مضافاً اینکه طبق اسناد و مدارک موجود تقاضاهای زیادی از سوی گروه های حزب الله و برخی از احزاب سیاسی و حزبی و سازمان های نظامی به رزمگاه ارسال شد اما مهمترین آن تقاضاهای مکرر دستگاه های امنیتی برای حضور نیروهای این رشته رزمی جهت سرکوب اعتراضات مردمی احتمالی بود البته با توجه به این که این تقاضاها در چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری ارائه شده بود شاید از قبل برنامه های تعیین شده ای وجود داشت که خواستار سازماندهی نیروها برای مقابله با معترضین شده بودند اما موضع افتخار آمیز رزمگاه کماندو ایران پاسخ منفی به همه این تقاضاهای ضد انسانی و غیر قانونی بود هر چند فشارهای مختلفی به این تشکیلات بخاطر همین اعلام موضع جوانمردانه و انسان دوستانه صورت گرفت. از جمله نفوذ دستگاه های امنیتی به برخی از مربیان با سابقه این رشته که با خیانت و جدایی این مربیان از تشکیلات منجر شد.
فشار به سازمان های مردم نهاد جهت تعلیق پروانه مجوز انجمن رزمگاه کماندو ایران، فشار به برخی مطبوعات که مقالات ورزشی استاد باقریان را به چاپ می رساندند برای عدم چاپ مطالب و اخبار رزمگاه کمان دو ایران، فشار به سازمان بیمار و سر سپرده تربیت بدنی برای لغو مجوز حکم کمیته مستقل کماندو، فشار به ادارات محل مرکز آموزش رزمگاه کماندو ایران، قطع و جلوگیری از شبکه های برق، آبرسانی، تلفن و ایجاد موانع در جاده ارتباطی، فشار به خانواده های اعضا رزمگاه کماندو ایران جهت عدم حضور فرزندانشان در فعالیت های ورزشی، اقدامات تخریبی و شایعه سازی در مراکز علمی و مذهبی و دانشگاه ها و مدارس بر علیه مسئولین و مربیان این رشته، سازماندهی و حمایت از برخی افراد معلوم الحال و سرخورده اجتماع در خصوص ادعای خاص بر علیه رزمگاه، اقدام به تاسیس و تبلیغ رشته هایی با نام مشابه و سرقت فرهنگی آشکار از دستاوردها و زحمات بنیانگذار رزمگاه کماندو ایران. اعزام افراد معلوم الحال و خائن با حالات غیر طبیعی که ناشی از مصرف قرص و مواد مخدر بوده به مراسم رزمگاه و سرقت اموال و توهین به خانواده ها و انجام اعمال ناشایست که نهایتا متواری گشتند و به درگیری فیزیکی مال باختگان در خارج از محوطه رزمگاه منجر شد اما با حمایت های پشت پرده، نه تنها سارقین و هتاکان در دادگاه تبرئه شدند بلکه احکام سنگین قضایی برای مدافعین علیرغم حضور شاهدین فراوان و مدارک لازم بدون رعایت روال قانونی صادر گردید.
اقدام به سوءقصد در چند مرحله نسبت به بنیانگذار رزمگاه در جاده و قصد مسموم کردن با غذا و ... ، اقدام به تصادف ساختگی در جاده و انحراف خودروی حامل خانواده استاد یکیتا با این احتمال که بنیانگذار رزمگاه کماندو ایران در خودرو حضور دارد در حالی که فقط خانواده همسرشان و زن باردار، سرنشینان خودرو بودند و عجیب و دردناک تر اینکه با وجود حضور چند آمبولانس و خودروی انتظامی دستور حمل مجروحین به مراکز درمانی را نداشتند و با خودروی گذری به بیمارستان حمل شدند که حال اکثرشان بسیار وخیم بوده است البته بزودی متوجه شدند که فرد مورد نظر در خودرو حضور ندارد و بر پایه گزارش های اشتباه چنین حرکت بدور از انصاف را انجام دادند.
فشار بر اعضاء این رشته در دانشگاه ها، پادگان ها، ادارات و اخراج بسیاری از وفاداران استاد یکیتا به بهانه های واهی و موضوع های بسیاری که فرصت پرداختن به همه آنها در حال حاضر نیست اما دردآورترین و غیر انسانی ترین این اقدامات تهدید به ربودن دختر بیست ماهه مسئول رزمگاه کماندو ایران بوده است. تهدیدهای مکرری که بصورت تلفنی افراد ناشناس و نامه های بدون امضا انجام گرفت. تهدیدها بسیار خلاصه و با مضمون این جمله: یا استعفا بده و این تشکیلات را منحل نما یا با دوستان و دلسوزان نظام همکاری نما وگرنه فرزندت ربوده خواهد شد.
براستی با چه زبانی به این دسته انسان نماها باید پاسخ داد؟
و مهمتر از همه چگونه می شود در مقابل این همه ناجوانمردی ها سکوت کرد؟
آیا انسان های آزاده ای وجود دارند که با اطلاع از این حرکات ناشایست در مقابل آن بایستند و یا حداقل سکوت را بشکنند ؟
آیا در بین این همه رسانه ها و مطبوعات که نامه هایی مبنی بر عدم بیان مطالب رزمگاه کماندو ایران از سوی دستگاه های نظارتی و امنیتی بدستشان رسید و مطلع از برخی جریان ها بودند افرادی یافت نمی شدند تا حداقل مطلبی بگویند؟
آری این بزرگ مرد توسط ده ها مامور مسلح وزارت اطلاعات بازداشت شدند و ماه ها بدون هیچ مدرک و ادله ای و نداشتن هیچ شاکی خصوصی در سلول های انفرادی محبوس بودند. بلافاصله دفاتر رسمی رزمگاه کماندو ایران مورد بازرسی قرار گرفت و پلمپ شدند. بسیاری از دست اندرکاران و مربیان این رشته در سراسر کشور بازداشت شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند. با وجودی که علنا در بسیاری از محافل صحبت از دستگیری قریب الوقوع استاد یکیتا و یارانش بود و از چند ماه قبل از دستگیری اکثر نیروها مطلع بودند اما این استاد آزاده شاگردانش را تنها نگذاشتند و اولین نفری بودند که دستگیر شدند. جالب توجه اینکه تاریخ دستگیری در دی هشتاد و هفت یعنی شش ماه قبل از انتخابات بود و علت اصلی هم عدم همکاری رزمگاه کماندو ایران برای حضور در کنار نیروهای سرکوبگر جهت مقابله با اعتراضات احتمالی مردم پس از انتخابات بود حال چگونه اعتراضات مردمی را پیش بینی کرده بودند خدا می داند و حقیقتی است که در آینده آشکار خواهد شد.
در بازجویی هدف اصلی، ریاست رزمگاه بودند که با مقاومت بی نظیری، در آن حالت نیز حاضر نشدند تا ننگ همکاری را بپذیرند.
فشارها فراوان بود، دستگیر شدگان هیچ سابقه سو و کیفری نداشتند و همگی مومن و ورزشکار بودند. در بین آنها جوانی دانشجو و فرزند شهید، جوانی تازه شب قبل عقد کرده و فرزند جانباز نویسنده و معلم، برادر شهید، کارگر آشپز و مهندس و دست فروش هم حضور داشتند و هیچ یک عضو سازمان و احزاب سیاسی نبودند اما اتهام همه اقدام علیه امنیت ملی بود.
به نقل قول دادستان و بازجو، چون استاد شما حاضر به همکاری نگردید پس احتمال دارد در آینده بر علیه نظام اقدام نماید و شما باید آنقدر در سلول های انفرادی باشید تا بگویید در آینده چه فکرهایی خواهید کرد. اما مقاومت و پایداری این عزیزان دسیسه و ترفند و نقشه های شوم دشمنان را خنثی نمود و نه تنها با این هجوم وسیع و بازداشت نیروهای رزمگاه منزوی نگشتند بلکه جذاب تر و پر طرفدار تر و محبوب تر شدند.
اینان با تحمل این همه سختی ها و فشارهای ناجوانمردانه بر اهداف درستی و راستی شان استوار ماندند و با ایستادگی در مقابل ناجوانمردان بلندترین آوای عزت و افتخار را سرودند. در همان هنگام عده ای ادعای ورزشکار بودن را داشتند اما اسیر خواسته های خود و ناجوانمردان گردیدند و در مقابل مردم و هموطنانشان ایستادند. اما افتخار برای آن هایی است که جوانمردانه بر اصول و اهداف نیک و والا ثابت قدم بودند و مقاومتشان در پشت دیوارهای آهنین کمتر از حضور آشکارا نبود، براستی که درود و صد ها درود بر شرف و غیرت و همت والایشان و بر آن شیر مردی که پاسخش این بود که بزودی آیندگان از این حرکت ما با آفتخار یاد می کنند.
از زمان تشکیل گروه های رزمی تحت عنوان ذوالفقار که اکثریت رشته های رزمی به عضویت آن در آمدند تقاضا ها تشدید شد و همچنین درخواست هایی برای آموزش بسیجیان و گروه های شبه نظامی توسط مربیان این رشته که همگی این تقاضاها با پاسخ منفی رزمگاه کماندو ایران همراه بود. مضافاً اینکه طبق اسناد و مدارک موجود تقاضاهای زیادی از سوی گروه های حزب الله و برخی از احزاب سیاسی و حزبی و سازمان های نظامی به رزمگاه ارسال شد اما مهمترین آن تقاضاهای مکرر دستگاه های امنیتی برای حضور نیروهای این رشته رزمی جهت سرکوب اعتراضات مردمی احتمالی بود البته با توجه به این که این تقاضاها در چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری ارائه شده بود شاید از قبل برنامه های تعیین شده ای وجود داشت که خواستار سازماندهی نیروها برای مقابله با معترضین شده بودند اما موضع افتخار آمیز رزمگاه کماندو ایران پاسخ منفی به همه این تقاضاهای ضد انسانی و غیر قانونی بود هر چند فشارهای مختلفی به این تشکیلات بخاطر همین اعلام موضع جوانمردانه و انسان دوستانه صورت گرفت. از جمله نفوذ دستگاه های امنیتی به برخی از مربیان با سابقه این رشته که با خیانت و جدایی این مربیان از تشکیلات منجر شد.
فشار به سازمان های مردم نهاد جهت تعلیق پروانه مجوز انجمن رزمگاه کماندو ایران، فشار به برخی مطبوعات که مقالات ورزشی استاد باقریان را به چاپ می رساندند برای عدم چاپ مطالب و اخبار رزمگاه کمان دو ایران، فشار به سازمان بیمار و سر سپرده تربیت بدنی برای لغو مجوز حکم کمیته مستقل کماندو، فشار به ادارات محل مرکز آموزش رزمگاه کماندو ایران، قطع و جلوگیری از شبکه های برق، آبرسانی، تلفن و ایجاد موانع در جاده ارتباطی، فشار به خانواده های اعضا رزمگاه کماندو ایران جهت عدم حضور فرزندانشان در فعالیت های ورزشی، اقدامات تخریبی و شایعه سازی در مراکز علمی و مذهبی و دانشگاه ها و مدارس بر علیه مسئولین و مربیان این رشته، سازماندهی و حمایت از برخی افراد معلوم الحال و سرخورده اجتماع در خصوص ادعای خاص بر علیه رزمگاه، اقدام به تاسیس و تبلیغ رشته هایی با نام مشابه و سرقت فرهنگی آشکار از دستاوردها و زحمات بنیانگذار رزمگاه کماندو ایران. اعزام افراد معلوم الحال و خائن با حالات غیر طبیعی که ناشی از مصرف قرص و مواد مخدر بوده به مراسم رزمگاه و سرقت اموال و توهین به خانواده ها و انجام اعمال ناشایست که نهایتا متواری گشتند و به درگیری فیزیکی مال باختگان در خارج از محوطه رزمگاه منجر شد اما با حمایت های پشت پرده، نه تنها سارقین و هتاکان در دادگاه تبرئه شدند بلکه احکام سنگین قضایی برای مدافعین علیرغم حضور شاهدین فراوان و مدارک لازم بدون رعایت روال قانونی صادر گردید.
اقدام به سوءقصد در چند مرحله نسبت به بنیانگذار رزمگاه در جاده و قصد مسموم کردن با غذا و ... ، اقدام به تصادف ساختگی در جاده و انحراف خودروی حامل خانواده استاد یکیتا با این احتمال که بنیانگذار رزمگاه کماندو ایران در خودرو حضور دارد در حالی که فقط خانواده همسرشان و زن باردار، سرنشینان خودرو بودند و عجیب و دردناک تر اینکه با وجود حضور چند آمبولانس و خودروی انتظامی دستور حمل مجروحین به مراکز درمانی را نداشتند و با خودروی گذری به بیمارستان حمل شدند که حال اکثرشان بسیار وخیم بوده است البته بزودی متوجه شدند که فرد مورد نظر در خودرو حضور ندارد و بر پایه گزارش های اشتباه چنین حرکت بدور از انصاف را انجام دادند.
فشار بر اعضاء این رشته در دانشگاه ها، پادگان ها، ادارات و اخراج بسیاری از وفاداران استاد یکیتا به بهانه های واهی و موضوع های بسیاری که فرصت پرداختن به همه آنها در حال حاضر نیست اما دردآورترین و غیر انسانی ترین این اقدامات تهدید به ربودن دختر بیست ماهه مسئول رزمگاه کماندو ایران بوده است. تهدیدهای مکرری که بصورت تلفنی افراد ناشناس و نامه های بدون امضا انجام گرفت. تهدیدها بسیار خلاصه و با مضمون این جمله: یا استعفا بده و این تشکیلات را منحل نما یا با دوستان و دلسوزان نظام همکاری نما وگرنه فرزندت ربوده خواهد شد.
براستی با چه زبانی به این دسته انسان نماها باید پاسخ داد؟
و مهمتر از همه چگونه می شود در مقابل این همه ناجوانمردی ها سکوت کرد؟
آیا انسان های آزاده ای وجود دارند که با اطلاع از این حرکات ناشایست در مقابل آن بایستند و یا حداقل سکوت را بشکنند ؟
آیا در بین این همه رسانه ها و مطبوعات که نامه هایی مبنی بر عدم بیان مطالب رزمگاه کماندو ایران از سوی دستگاه های نظارتی و امنیتی بدستشان رسید و مطلع از برخی جریان ها بودند افرادی یافت نمی شدند تا حداقل مطلبی بگویند؟
آری این بزرگ مرد توسط ده ها مامور مسلح وزارت اطلاعات بازداشت شدند و ماه ها بدون هیچ مدرک و ادله ای و نداشتن هیچ شاکی خصوصی در سلول های انفرادی محبوس بودند. بلافاصله دفاتر رسمی رزمگاه کماندو ایران مورد بازرسی قرار گرفت و پلمپ شدند. بسیاری از دست اندرکاران و مربیان این رشته در سراسر کشور بازداشت شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند. با وجودی که علنا در بسیاری از محافل صحبت از دستگیری قریب الوقوع استاد یکیتا و یارانش بود و از چند ماه قبل از دستگیری اکثر نیروها مطلع بودند اما این استاد آزاده شاگردانش را تنها نگذاشتند و اولین نفری بودند که دستگیر شدند. جالب توجه اینکه تاریخ دستگیری در دی هشتاد و هفت یعنی شش ماه قبل از انتخابات بود و علت اصلی هم عدم همکاری رزمگاه کماندو ایران برای حضور در کنار نیروهای سرکوبگر جهت مقابله با اعتراضات احتمالی مردم پس از انتخابات بود حال چگونه اعتراضات مردمی را پیش بینی کرده بودند خدا می داند و حقیقتی است که در آینده آشکار خواهد شد.
در بازجویی هدف اصلی، ریاست رزمگاه بودند که با مقاومت بی نظیری، در آن حالت نیز حاضر نشدند تا ننگ همکاری را بپذیرند.
فشارها فراوان بود، دستگیر شدگان هیچ سابقه سو و کیفری نداشتند و همگی مومن و ورزشکار بودند. در بین آنها جوانی دانشجو و فرزند شهید، جوانی تازه شب قبل عقد کرده و فرزند جانباز نویسنده و معلم، برادر شهید، کارگر آشپز و مهندس و دست فروش هم حضور داشتند و هیچ یک عضو سازمان و احزاب سیاسی نبودند اما اتهام همه اقدام علیه امنیت ملی بود.
به نقل قول دادستان و بازجو، چون استاد شما حاضر به همکاری نگردید پس احتمال دارد در آینده بر علیه نظام اقدام نماید و شما باید آنقدر در سلول های انفرادی باشید تا بگویید در آینده چه فکرهایی خواهید کرد. اما مقاومت و پایداری این عزیزان دسیسه و ترفند و نقشه های شوم دشمنان را خنثی نمود و نه تنها با این هجوم وسیع و بازداشت نیروهای رزمگاه منزوی نگشتند بلکه جذاب تر و پر طرفدار تر و محبوب تر شدند.
اینان با تحمل این همه سختی ها و فشارهای ناجوانمردانه بر اهداف درستی و راستی شان استوار ماندند و با ایستادگی در مقابل ناجوانمردان بلندترین آوای عزت و افتخار را سرودند. در همان هنگام عده ای ادعای ورزشکار بودن را داشتند اما اسیر خواسته های خود و ناجوانمردان گردیدند و در مقابل مردم و هموطنانشان ایستادند. اما افتخار برای آن هایی است که جوانمردانه بر اصول و اهداف نیک و والا ثابت قدم بودند و مقاومتشان در پشت دیوارهای آهنین کمتر از حضور آشکارا نبود، براستی که درود و صد ها درود بر شرف و غیرت و همت والایشان و بر آن شیر مردی که پاسخش این بود که بزودی آیندگان از این حرکت ما با آفتخار یاد می کنند.
هزاران درود باد
و هزاران هزار درود بر همه شیر مردان و شیر زنان ایران زمین بویژه یکیتای قهرمان که بزرگترین درس پایداری و عزت را به یارانشان دادند و برگ های زرین تاریخ ایران زمین را بار دیگر مفتخر نمودند.
۳۴ نظر:
سلام
با این روباه های مکار مقابله کردن کار هر کسی نیست،درود بر شما و استادتان که تسلیم خواسته های پلید این وطن فروشان نشدید.
سلام و درود خدمت شما با كاري كه استادتان و شماها يارانش كرديد افتخار ايران و ايراني را زنده نگه داشتيد و باجي به اين روباهان زمانه نداديددرود بر شما...
به اميد آن كه ايران و ايراني در تمان مراحل سربلند باشد.
و درود خدا بریکیتا و یاران با وفایش
سلام
با خوندن این نوشته خیلی ناراحت شدم.به راستی که ما در زمانه خیلی بدی زندگی میکنیم،جواب خوبی های کسی که برای این سرزمین زحمت های فراوان کشیده ر نباید اینگونه داد.
عجب صبری دارد یکیتا،چه نامردی هایی که در حقش نکردند.خدا لعنتشون کنه.
سلام
همه این رویدادها خواهند گذشت اما آیندگان از یکیتا به خاطر ایستادگی واستقامتش در مقابل ظالمان به نیکی یاد خواهند کرد.
و درود خدا بر یکیتا که اگر ایشان نبودن معلوم نبود چه بر سر ایران و ایرانی میومد انشالله خدا حفظشون کنه
حکومت با ظلم پایدار نمیماند
واقعا باید بر این همت درود فرستاد
حق والانصاف یکیتا را باید قهرمان دانست
چه مطلب تلخی رو نوشتین .
صبر یکیتا یادآور صبوری مولا علی در مقابل دسیسه ها و کینه توزی مکاران و ظالمان میباشد.
درود بیکران خداوند بر او و یاران وفادارش باد
واقعا این همه نامردی در حق استادتون کردن،خدا به شما صبربده
درود و سلام بر آنانیکه برای سربلندی میهن عزیزمان ایران قدم بر میدارند
رزمگاه با این شرایطی که داشته باید به خودش افتخار کنه
سلام
به نظرم اون شعر معروف عجب صبری داره خدا رو باید برای یکیتا سرود.
بابا تا کی میخایین به این کاراتون ادامه بدین
نامردی هم حدی داره
سلام
اینها خجالت نمیکشن که چنین کارهای زشتی رو در حق انسان والا و شریفی چون یکیتای بزرگ انجام میدن.
با درود
لعنت بر این نامردانی که چنین ناجوان مردانه دست به این گونه اقدامات میزنند .
سلام
چه کارهای زشتی که در حق این انسان شریف انجام ندادند.
خدا لعنتشون کنه
ایستادگی در مقابل ظلم و ظالم افتخاریست که نصیب هر کسی نمیشود آنچنانکه آقا امیرالمومنین فرمودند "جهاد در راه خدا دری از درهای بهشت است"
خواستم با این جمله شما را با اهمیت کارتان مطلع کنم.
موفق و پیروز باشید
سلام
اگر چه این نوشته غمناک ودردآور است اما من با خواندن آن به ایرانی بودن خود افتخار میکنم چرا که درکشورم فردی زندگی میکند که صبر و سکوتش یاداوری صبوری مولاست رزم و نبردش چون اوست حرکات و رفتارش بسان رفتار آن بزرگمرد تاریخ است...
واو چون نوری بزرگ در آسمان کشورم میدرخشد هرچند که چشمان اندکی آن را میبینند البته که جای تعجب نیست چرا که کسانی که عظمت مولا را درک کرده اند اندک بودند.
هزاران درود بی پایان بر بزرگمردی که با رفتار و کردارش بزرگی را به همه آزادی خواهان در سراسر تاریخ آموخت.
و درود فراوان به سازنده وبلاگ که همه جوانان را از نزدیک با این فرد والا آشنا ساخت
دوست داشتم که این بزرگمرد را از نزدیک ببینم و از ایشان این سوال رو بپرسم که چطور در مقابل این همه دسیسه و حیله و فشار مقاومت و ایستادگی کردند.
درود بر ایشان و یاران وفادارشان
این افتخار تا ابد برای یکیتا و رزمگاه کماندو باقی خواهد ماند.
درود بریکیتا،درود بر این انسان شریف و والا
درود براو که در میدان رزم چون شیر میجنگد
درود بر او که دلش چون دریاست،صفایش انتها ندارد و صبر و سکوتش بدون مرز است
درود بر او که چون گل لطیف است و بسان مادری مهربان به همگان عشق میورزد
درود بر او که در دل او جایی برای کینه و نفرت نیست و با دشمنانش چون یاری مهربان مدارامیکند
درود بر او که از کسی که در حق او خیانت کرده با گذشت برخورد میکند و خطا کننده را شرزنش نمیکند
هر چه در وصف یکیتا بگوییم اندک است چرا که او مولا را به یادمان می آورد
...ودرود بی پایان خداوند بر او باد
درود بر شرف و غیرت یکیتا
سلام و درود بیکران خداوند بر یکیتا و یاران باوفایشان که در این زمانه دل فریب،فریب دنیا را نخوردند.
خیلی سخته که این همه برات مشکل به وجود بیارن ولی هیچ وقت تسلیم نشی
واقعا کار هر کسی نیست که اینگونه برای خدا در مقابل مشکلات صبور باشه.خدا کنه که مشکلات از سر راهش هر چه سریعتر برداشته بشه.
سلام
با این حرکت جوانمردانه استاد یکیتا این افتخار تا ابد برای ایشان و یاران وفادارشان خواهد ماند وآیندگان از آنها به نیکی یاد خواهند کرد.
موفق و سربلند باشید.
انشاالله روزی فرا برسد که نام استاد یکیتا و رزمگاه کماندو ایران در جهان پر آوازه گردد. به امید ان روز...
به امید پیروزی استاد یکیتا و رزمگاهیان...
سلام حیف اسم ذولفقار شمشیر بزرگ مرد ایران که اون ها گذاشتن روی گروه های مسخره خودشون اینشاالله که استاد یکیتا بزرک با پیروزی در مقابلشان به مانند بزرگ مردان قبل انتقام خون شهیدان وسختی هایشان را خوا هند گرفت
ارسال یک نظر